![]() |
![]() |
|
|
سلام تو توی دوستی خیلی فرق داری فرق اینکه سنگ شیشه عاشق نمی شن
تو کناره جاده منتظر عابری هستی که از راه برسه و بعد با دستمال صورتی خود تو برای اون تکون بدی
تو می تونی رو هر پنجره و درختی بنویس دوست دارم
ازتو یه سوال دارم؟؟؟ چرا نشستی ؟ چرا سکوت کردی؟ چرا این همه عابری که به سوی ذری طلای ونورانی میرسن نمی بینی چرا وقتی دست های بسته شده شون به ذری میرسه ......... چرا امدن که نفس می کشد رو نمی بینی ...
فرق تو هم با سنگ و شیشه همینه سنگ شیشه عاشق نمی شن
تو میتونی لز نردبان نورانی بالا بری بری به سوی خدا که بگی دلم برات
تنگ شوده بود تو میتونی تو همین سرما صدای قلب ادما رو بشنوی فرق تو با سنگ شیشه همینه سنگ شیشه عاشق نمیشن
تو این شبا ما رو هم دعا کنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:39 توسط ح ا م د |
|
|
اگر7 تا کودک گرسنه رو سیر کنم اگر 7 تا پرنده رو سیر کنم اگر همه باغ های نزد تو بیارم اگر تو نباشی هیچ ارزشی نداره
اگر نبینی هر شب لب پنجره میشینم با گیسوی تو یک بیت شعر میگم
کجایی تا ببینی تا غزل هام بدون تو سوتو کورن
کجی فریاد از این روز فریاد از این طلوع غروب فریاد از این شب فریاد از لیوان که دریا رو حس نمیکنه فریاد از پروانه که به شمع پشت کرده فریاد از مدادی که نام تو رو از یادش برده فریاد از گل افتاب گردان که خورشید رو فراموش کرد
تعجب نکن تعجب نکن دلم میخواد تو این سرما برم تو میدون شهر از خدا بپرسم صبح از کدوم طرف میاد با ورتون میشه که اولین معلم من یه گنجیشک بود که به من مهربانی رو یاد داد بله اولین معلم من کسی که به من مهربانی رو به من یاد داد خدا بود وبعد افریننده خدا گنجیشک ما رو تو این شب ها دعا کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 4:55 توسط ح ا م د |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از تو مهربون تر کیه که درد درمو
باهاش درمیون بزارمو رزخمها مو روش بزارم نه واقعا از تو مهربون تر کیه خدایا میخوام سرمو بزارم رو شونت همینجوری گریه کنم تا اروم بشم اروم اروم اجازه میدی..... سلام بر شما عزیزان من این وب رو گذاشتیم تا تمامه دلتنگی هامون مناجاتم با خدای مهربون رو برای شما بنویسم اینم id من id:hamed_2lov@yahoo.com |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 |
|
RSS
|