![]() |
![]() |
|
|
روزی آمدم کنارت.. پس نزنی منو من تو را همه اش پس زدم. قهر نکنی با من! روزی آمدم کنارت. پس نزنی منو من تو را همه اش پس زدم.
رفتم، کار بد کردم جلوی چشمت. خیلی پررو هستم ! تو نگاه نکردی.
اصلا یادم رفته بود که تو هستی، یعنی واقعا بودی!؟ خوب معلوم که بودی. ولی... ولی چرا چیزی نگفتی. گوشم را می گرفتی، می زدی پس گردنم ،چشمم را درمی آوردی.
اه ... بدم آمد از خودم. چقدر بدم من. جلوی تو کار بد کردم. حواسم نبود، عذر می خوام. پیش آمد. حماقتم غلبه کرد برتمام وجودم. نگاهم می کنی هنوز؟
نگاهم کن نگاهم کن... اما آیا جوابم را میدی؟ می دونم که میدی. رویت را برنگردونی یک وقت. برگردونی بیچاره می شوم. اگر برگردونی هیچ می شوم. قول می دهم بد نباشم. لبخند می زنی بر من؟ چه زیبا است. مهربانانه نگاهم می کنی دوستم داری؟ من که بدم تو مرا دوست داری؟ بچه ی بدت را دوست داری؟ لبخند که می زنی، آن قدر بوی خوبی می پیچه در فضا که... چقدر دوستت دارم. آن قدر عاشقت هستم که نگو. بیش تر از همه چیز دلم شور می زند برای تو!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 3:46 توسط ح ا م د |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از تو مهربون تر کیه که درد درمو
باهاش درمیون بزارمو رزخمها مو روش بزارم نه واقعا از تو مهربون تر کیه خدایا میخوام سرمو بزارم رو شونت همینجوری گریه کنم تا اروم بشم اروم اروم اجازه میدی..... سلام بر شما عزیزان من این وب رو گذاشتیم تا تمامه دلتنگی هامون مناجاتم با خدای مهربون رو برای شما بنویسم اینم id من id:hamed_2lov@yahoo.com |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 |
|
RSS
|